كيفيت كار حوزه‌ها

پرسش چهارم

برنامه و كيفيت كار حوزه‎هاي علمي و شروع كار ضمن آگاهي از شرايط پذيرش و چگونگي ارتقا و درجات تحصيل، مراحل مختلف و در نهايت اجتهاد را بيان فرماييد.

پاسخ: برنامه و كيفيت كار حوزه‎هاي علمي اين است كه دانشجو نخست ـ به اصطلاح امروز ـ در كلاس‎هاي آموزش زبان عربي، و فهم ظواهر الفاظ قرآن، حديث و كتاب‎هاي علمي كه به زبان عربي نوشته شده است وارد شود و پس از اينكه در اين رشته فارغ التحصيل و به مقدار كافي مايه گرفت، در كلاس درس منطق، معاني، بيان، فقه، اصول فقه، كلام، تفسير، حديث و تاريخ اسلام در حدود حاشية ملاّ عبداللّه؛ شمسيه؛ معالم؛ شرايع؛ تبصره و شرح باب حادي عشر يا كتاب‌هايي كه به تازگي با تجديد نظرهايي تأليف شده، وارد مي‎شود.

پس از اين كلاس، در كلاس بالاتر، كتاب‌هايي مانند: شرح لمعه، قوانين و شرح تجريد را مي‎خواند و در ضمن به مطالعات تفسيري، تاريخي، رجالي و بررسي مكتب‎هاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، حقوقي و اخلاقي پرداخته و با مباحث فلسفي نيز كم و بيش آشنا مي‎شود. در كلاس چهارم، رسائل و مكاسب شيخ انصاري و كفايه علامه خراساني تدريس مي‎شود.

لازم به تذكر است كه اين كلاس‎ها، سال درسي را تعيين نمي‎كند و شرط اينكه دانشجو يك سال يا چند سال يا كمتر در آن بماند نيست. اساساً هر يك از اين كلاس‎ها 

به نحوي است كه دانشجو مي‎تواند سالها در آن بماند و در همان حدّ متخصص شود.

به اين نكته هم بايد توجه داشت كه محصل و استاد در اين كلاس‎ها و مراتب، خود را موظف مي‎بينند كه بيني و بين اللّه درس فرا بگيرند و درس بدهند، و اگر نتوانست يك رتبه را در مدت متعارف بگذراند نمي‎كوشد كه به هر نحو ـ اگر چه به تقلب باشد ـ خود را در كلاس و رتبة ديگر وارد كند. چنان نيست كه اگر كسي بدون صلاحيت و گذراندن رتبة قبل در دروس و مجالس علمي در رتبة بعد و بالاتر حضور يابد او را واجد آن صلاحيت بشناسند.

در امتيازاتي كه يك عالم و يك نويسنده و گويندة مذهبي يا مدرس و مجتهد دارد، ميزانِ فهم، گذراندن معاني دروس و دانستن است و هر كس خود را با نداشتن صلاحيت علمي، صاحب رتبه‎اي بداند و بخواهد با چنان عنواني بر كرسي درس گفتن يا نقل حديث يا بحث در اصول عقائد يا نوشتن بپردازد و سخن به غير علم بگويد، نزد خدا مسئول است و هر كس را گمراه كرده و هر دانشجويي را معطل نمايد، مورد مؤاخذه واقع مي‎شود.

همچنين كسي كه به مرتبة اجتهاد نرسيده باشد اگر در مناصب و شئوني كه شرعاً به مجتهد اختصاص دارد، مداخله نمايد يكي از بزرگ‌ترين گناهان را مرتكب شده است. از اين جهت در مدارس و حوزه‎هاي ديني و به طور كلي در اجتماعاتي كه بر اساس ايمان به خدا و رعايت امانت و درستي بر پا باشد، يك كنترل وجداني و پليس مخفي و نظـام، خود به خود قـرار دارد كه جـريان امــور تحصيلي و برنامه‎هاي مذهبي را كه بايد اجرا شود تحت نظم دقيق قرار مي‎دهد به طوري كه هر كس صلاحيت كار، مقام و تدريسي را نداشته باشد اگر هم به او پيشنهاد كنند، خودش نخواهد پذيرفت. اينجا مدرسه‎اي است كه پاسخ پرسش‎ها را بايد با كمال دقت، يقين و تحقيق بدهند و تســرع و شتابـزدگي در 

جواب و فتوا ننمايند.

توجه به مسئوليت وجداني، ايمان و اخلاقي كه عملاً به دانشجويان آموخته مي‎شود، به خصوص ديانت و التزامات اسلامي اساتيد و توجه آنها به تعهدات ديني ـ كه به راستي برخي از آنها نمونة بسيار بارز زهد و پرهيز از كارهاي لغو مي‎باشند ـ همه، موجب توفيق دانشجوست. دانشجو مانند استاد علاوه بر برنامه‎هاي درسي، برنامه‎هاي عبادي و اخلاقي مانند شب‌زنده‎داري، نماز شب، قرائت قرآن و روزه‎داري را نيز مراعات و تمرين مي‎نمايد. و در ضمنِ درس، به سازندگي و تكميل نفس خود، رشد معنوي و نيل به كمال واقعي انساني‌ـ‌كه هدف رسالت انبيا عليهم‌السلام است ـ مي‎پردازد.

به اين ملاحظات در مدارس اسلامي هميشه يك مراقبت پنهاني، محصل را همراهي مي‎كند تا واقعاً درس بخواند و بيكار ننشيند و در هر مسئله‎اي بحث، تحقيق و بررسي را دنبال نمايد؛ سؤال كند و اشتباهش را مرتفع سازد. و علت اينكه بازار بحث و تحقيق در مدارس ديني رواج داشته همين است كه محصل خود را موظف مي‎داند كه درس بخواند و از استاد بپرسد و مدرس هم براي خدا درس بگويد و شاگرد را تربيت نمايد و ثواب اين عمل را نه دانشجو و نه استاد، به تمام اموال و ثروت دنيا نمي‎فروشند.

پس از كلاس و رتبة چهارم، كلاس و رتبة پنجم است. اين كلاس، كلاس و رتبة نهايي شمرده مي‎شود و غالباً نيل به مرتبة اجتهاد و جامعيت و صاحب نظر شدن در مسائل اسلامي در اين كلاس حاصل مي‎شود.

[شيوة تدريسي خارج]

طرز تدريس در اين كلاس بر خلاف كلاس‎هاي سابق است؛ در آن كلاس‎ها بيشتر بوده، استاد بايد درس‎ها را طبق همان كتاب‎ها و در حدود آنها تدريس نمايد و به شاگردان، استفادة مطالب كتاب را از خارج بياموزد به اين صورت كه: غالباً ابتدا استاد مطالب را از خارج مي‎گويد ـ كه در اينجا هر چه تقرير استاد وافي‎تر و و بيان او خوش‌تر و شيواتر باشد، شاگرد زودتر درس را فرا مي‎گيرد ـ سپس استاد مطالبي را كه گفته با عبارات و جمله‎هاي كتاب، تطبيق مي‎نمايد. اما در اين كلاس كه آن را درس و مباحثة خارج مي‎نامند [براي اينكه از خارج كتاب گفته مي‎شود و استاد آرا، نظرات و تحقيقات خود را عنوان مي‎نمايد]، استاد ضمن بررسي آراي علماي ديگر و بحث در آنها و بررسي ادلّه هر كس، نظر خود را اثبات مي‎كند.

در اين كلاس است كه هر چه استاد متتبع‎تر و دامنة اطلاعاتش در علوم اسلامي وسيع‎تر و عميق‎تر باشد، شاگرد مستعد بهتر مي‎تواند استفاده كند و زودتر ترقي نمايد.

اين كلاس، كلاس بحث، تدقيق و تحقيق است و پايان ندارد و گروهي تا پايان عمر در اين كلاس به نام استاد يا شاگرد فحص و كاوش‌هاي علمي خود را ادامه مي‎دهند و به نتايج علمي بيشتر مي‎رسند.

برنامة مدارس ديني مانند برنامة دانشگاه‌ها نيست كه وقتي به طور مثال سال آخر دانشكده تمام شد ديگر به طور رسمي جايي براي بحث، درس، تحقيق و فراگرفتن معلومات بيشتر نباشد و حضور در كلاس براي شاگردي كه آن درس را گذرانده بي‎فايده و ممنوع باشد. اصولاً كلاس آخر، كلاس بحث و بررسي است، از اين رو اساتيد مي‎گويند «مباحثه» داريم و نمي‎گويند «درس» داريم؛ زيرا اين كلاس بر معلومات شاگرد و استاد مي‎افزايد. درضمن، تعبير فوق، حاكي از تواضع مخصوص اساتيد بزرگ نسبت به شاگردان است.

چنان كه مي‎دانيم در علوم اسلامي دامنة تحقيق آن قدر وسيع است كه هر چه تحقيق شود باز هم مجال تحقيق بيشتر وجود دارد و از اين رو حتي مجتهدين تا پايان عمر، در عين حال كه استاد، متخصص و مجتهد هستند، دانشجو مي‎باشند.

دانشجويان علوم اسلامي هر كدام بحث خود را در ضمن اينكه به تحصيل ادامه مي‎دهند، در حدود اطلاعات و معلوماتي كه دارند به ارشاد و راهنمايي ديگران، تبليغ، منبر، تأليف و نگارش مي‎پردازند، و از وجود آنها براي گسترش هر چه بيشتر تبليغات اسلامي و آشنايي مردم با حقوق و مبادي اسلام استفاده مي‎شود. مساجد و مؤسسات اسلامي كه در سطوح مختلف وجود دارد توسط آنها اداره مي‎گردد و با اينكه به ظاهر، نظم خشك مؤسسات دولتي يا احزاب سياسي را ندارند، از تمام آن مؤسسات مرتب‎تر، منظم‎تر و با اخلاص‎تر انجام وظيفه مي‎نمايند.

اگر در عصر حاضر، توجه به ماديات، اين برنامه‎ها را از مسير اصلي خود خارج نسازد آنها بهترين و همگاني‎ترين برنامه‎هاي درسي هستند كه همة طبقات مي‎توانند با استفاده از آنها به مدارج بلند علمي نايل شوند. به نظر مي‎رسد كه مؤسسات علمي دنيا در عصر ما نقيصة بزرگي دارند و آن اين است كه در تحقيق، تدريس و تفسير، به معنويات و هدف‌هاي معنوي نظر ندارند، و آنان كه بر اثر تفكر الحادي و مادي‌گري عالم را پوچ، بي‎مقصد و بي‎هدف مي‎شمارند، در مطالعات علمي نيز هدف‌هاي اصيل ندارند؛ چنان كه دانشمندي براي كشف ميكروب يك بيماري يا اختراعي كه موجب سهولت وضعيت زندگي بشر شود تلاش مي‎كند، دانشمندي ديگر نيز براي ساختن اسلحه‎اي كه يك كشور يا يك قاره را ويران و نابود سازد كوشش مي‎نمايد و هيچ يك خود را مسئول نمي‎دانند. اما در حوزه‎هاي علمي اسلامي، استاد و دانشجو هر دو خود را مسئول مي‎دانند و در انتخاب علمي كه به تحصيل آن مي‎پردازند مي‎خواهند به تعهدي كه دارند وفادار بمانند.

برخي از مسائلي كه امروزه مطرح است از جمله «حق التأليف» و «حق اكتشاف»، همه بر اساس توجه به ماديات است و اينكه مؤلف مي‎خواهد حق زحمت خود را دريافت دارد و در زحمتي كه متحمل مي‎شوند به خير واقعي، خدمت به نوع و ذات، فضيلت و اجر و ثواب اخروي نظر ندارند و مي‎خواهند مزد كار خود را مانند يك كارگر عادي از جامعه بگيرند و حال آنكه در تعاليم اسلام مسئله درس، تدريس، تأليف، ارشاد و هدايت، مقدس‎تر از اين است كه براي اجر و مزد مادي انجام شود.

بديهي است اين به معناي ممنوعيت مطلقِ گرفتن مزد و حقوق نيست؛ بلكه غرض اين است كه در اسلام، درس خواندن، درس دادن و كارهايي كه موجب رشد فكري و علمي مردم باشد بسيار متعالي و مقدس است و مسلمان كامل در هر كار و نيز شغلي كه انجام مي‎دهد تعالي نيت و قصد را كنار نمي‎گذارد و با قصد خير و سبب تقرب به خدا و خدمت به بندگان خدا كارها را انجام مي‎دهد، هر چند در ضمن، از فوايد مادي كه ديگران از كار مي‎برند نيز بهره‎مند مي‎شود.

با تمام اين توضيحاتي كه داده شد بايد عرض شود كه اين تعالي نيت و تقدس قصد، مانع از اين نيست كه براي اينكه دانشجو زودتر به مقصد برسد او را راهنمايي‎هايي بنمايند يا مؤسسات و مدارسي طبق شرايط خاص تشكيل شود كه تلفيق بين هر دو نظام باشد؛ زيرا اين جهت نيز طبق موازين اسلام، مُجاز است و مي‎توان مدرسه‎اي تأسيس كرد و براي ورود دانشجويان در آن، شرايطي خاص در نظر گرفت و تحصيلات آنها را طبق برنامه‎اي متحد الشكل و تحت ترتيبي كه مصلحت باشد قرار داد و افراد شايسته‎اي را مراقب وضعيت تحصيلي دانش‎آموز و دانشجو ساخت كه در واقع، اين رسم، جلوه‎اي از آزادي تعليم و تربيت اسلامي و استقلال مؤسسات علمي، آموزشگاه‎ها و دانشكده‎ها در امور داخلي است و در وقف مدارس و موقوفات سابقه دارد اما بايد طوري اجرا شود كه سيره، اساس و هدف اصلي تحت الشعاع اين برنامه‎ها و ـ به اصطلاح ـ نظم‌ها قرار نگيرد.

در حوزة قم علاوه بر مدارس بزرگ و عمومي كه بر مبناي همان برنامه‎هاي وسيع حوزه‎هاي علميه مشغول به كار مي‎باشند، مدارس ديگري نيز از سال‌ها قبل تأسيس شده است. در اين مدارس، اوقات كار و درس كنترل مي‎شود و مدرس و استاد همه طبق شرايط، انجام وظيفه مي‎نمايند. امتحانات هفتگي، ماهانه و ساليانه برقرار است و جنبه‎هاي معنوي و حفظ تقدس و تعالي تدريس و تدرس را نيز حفظ مي‎نمايند تا هم نظام وجداني و هم نظام ظاهري برقرار باشد كه نمونه و با سابقه‎ترين آنها در اين جهت برخي از مدارس حضرت آيت اللّه گلپايگاني است.

اما چنان كه گفتيم اساس كار تحصيل علم در اسلام بر اين نيست كه حتماً شخص بايد طبق برنامة خاصي درس بخواند؛ بلكه اساس بر اين بوده است كه خود شخص، برنامة كار تحصيل خود را به هر نحو بهتر و مؤثرتري كه در پيشرفت خود مي‎بيند تعيين كند و هر كس را كه مي‎خواهد به عنوان استاد خود در حوزه انتخاب نمايد و از آنجا كه در هر درس، مدرسين و كلاس‌ها متعدد مي‌باشند هر كدام از كلاس‌هايي را كه در عرض هم مي‎باشند خودش انتخاب مي‎نمايد و هر كس پيشرفت علمي پيدا كند مقبول و مورد احترام واقع مي‎شود، حال در هر مدرسه و طبق هر برنامه‎اي كه درس خوانده باشد. در واقع آزادي تحصيل براي دانشجو كاملاً محفوظ است و در ديني كه دستورش اين است كه همة افراد هماره بايد يا دانشمند باشند يا دانشجو*، اين بايد برنامة همه مسلمين باشد.

و آخرين سخني كه نمي‎توان از بيان آن گذشت اين است كه نظام جديد تعليم و آموزش اگر تمام عيار و به صورت‎هايي كه در خارج از حوزه‎هاي علميه رايج است، در حوزه‎ها حاكم شود و ارزش‌هاي مادي، گواهي‎نامه‎ها و دريافت دانشنامه به همان شكلي كه در دنيا مرسوم شده است مطرح گردد، معنويات حوزه‎ها و تعهد اساتيد و طلاب در مخاطره قرار مي‎گيرد و بازده چنان مدارسي هرگز با مدارس حوزه‎اي، قابل قياس نخواهد بود.

و لا حول و لا قوّة الاّ باللّه

 


*. اغد عالماً او متعلّماً...(منية المريد، ص 26).

 

لیست پستی
عضویت پیام کوتاه

تلفن گویای عضویت در سامانه پیام کوتاه

7484666