نيـابـت
شـرايـط نـايـب
استطاعت و نيابت
109 س ـ شخصي جهت اعمال حج نايب ميشود، و پس از نايب شدن، خودش استطاعت پيدا ميكند، در اين صورت اجاره باطل ميشود يا نه؟
ج ـ در فرض سؤال كه استطاعت از غير جهت اجاره حاصل شده، كشف ميشود كه اجاره باطل بوده، و بايد حج خود را بجاي آورد.
110 س ـ اگر كسي چند سال قبل، نيابت حج ميّتي را تعهد كرده، و الآن خود مستطيع شده، كدام يك از اينها را مقدّم بدارد؟
ج ـ در فرض مسئله، واجب است براي خودش حج بجا آورد.
111 س ـ كساني كه با فيش حج ميّت و به نيابت از وي به حج ميروند، اگر خود نيز تمام شرايط استطاعت را دارا باشند، بجز باز بودن راه، كه آنهم با فيش حج ميّت حاصل شده است، در صورتي كه بتواند مثلاً در مدينه يا جدّه (قبل از ميقات) براي متوفي نايب بگيرند و خودشان حج واجب خود را انجام دهند، تكليف چيست؟
ج ـ در فرض مرقوم اگر بر شخص مرقوم حج مستقر نشده و از هيچ طريقي تشرف به حج براي او غير از حج نيابتي با فيش حج ميّت فراهم نيست ظاهر اين است كه نيابت او از ميّت جايز است.
112 س ـ شخصي داراي استطاعت مالي و بدني بوده ولكن راه براي او باز نيست، و فعلاً فيشي به او دادهاند كه حج نيابتي انجام دهد(استطاعت طريقي او فقط از طريق اين فيش است) وظيفه او چيست؟
ج ـ اگر استطاعت طريقي ندارد مگر با فيش حج نيابتي ميتواند حج نيابتي انجام دهد.
113 س ـ خانمي كه شوهرش فوت نموده تصميم دارد اگر مستطيع باشد با فيش حج متوفي براي خودش حج انجام بدهد و براي همسرش نايب تعيين كند آيا ميتواند يا خير؟
ج ـ اگر استطاعت مالي دارد با توافق ورثه خريد فيش مانعي ندارد.
114 س ـ فردي كه صرفاً از طريق فيش نيابتي راه براي او باز شده آيا ميتواند براي خود حج (واجب يا مستحب) انجام دهد و براي منوب عنه حج ميقاتي اجاره كند، يا بر او واجب است كه فقط براي منوب عنه حج بجا آورد؟
ج ـ اگر با فيش ديگري اجير شده كه براي صاحب فيش مباشرةً حج انجام دهد نميتواند ديگري را براي منوب عنه اجير كند بلي اگر صاحبان فيش به او گفتهاند كه مباشرت لازم نيست ميتواند از فيش جهت خود استفاده كند و براي منوب عنه ديگري را از بلد و يا ميقات اجير بگيرد.
115 س ـ آيا كساني كه شرعاً مستطيع بوده و براي اولين بار قرعهكشي ميكنند، نسبت به كساني كه تصميم دارند به عنوان نايب شخص ديگر مشرّف شوند، اولويت دارند يا خير؟
ج ـ اوليت آنها نسبت به نائبهايي كه در حج واجب نايب شدهاند معلوم نيست.
116 س ـ افرادي كه هر سال به حج ميروند ـ از قبيل خدمه كاروانها ـ در محل خود از كسي نيابت قبول ميكنند، ولي در ميقات بر اثر اشتغال زياد از نيابت غافل و محرم ميشوند، بعد كه متوجه شدند دوباره نيّت نيابت ميكنند، آيا حج نيابتي آنان درست است، يا حج براي خودشان حساب ميشود؟
ج ـ با فرض آنكه مستطيع نبوده، و از قبل اجير براي انجام حج شده است، نيّت احرام براي خود او منعقد نشده است، و در صورتي كه مجدداً به نيّت منوب عنه محرم شده است، حج نيابي او صحيح است.
117 س ـ هرگاه كسي مريض شود، به طوري كه بعد از احرام عمره قادر به انجام اعمال نباشد، آيا كسي كه براي عمره تمتّع مستحبي محرم شده، و عمره را انجام داده است، ميتواند در حج نايب او شود يا خير؟
ج ـ شخص مذكور نميتواند نايب شود، و شخص مريض بايد به وظيفه خود عمل نمايد.
118 س ـ شخصي مستطيع است، ولي هنوز حج خود را بجا نياورده، وجهي از ورثه ميّتي قبول ميكند، و در همان سال به مكّه ميرود، ولكن آن سال حج نيابتي را انجام نميدهد، بلكه براي خودش ميرود، و تصميم قطعي دارد سال آينده براي متوفي برود، اين عمل جايز است يا نه؟
ج ـ اجاره براي خصوص سال اوّل كه خود شخص مستطيع است باطل است، و مال الاجاره را مالك نميشود، و پول نزد او غصب ميباشد، و واجب است رد كند، ولي حج خود او كه سال اوّل مشرف ميشود صحيح است، و سال بعد اگر طرف مايل بود كه اين شخص مشرف شود بايد تجديد اجاره نمايند، و اگر بدون اطلاع برود مال الاجاره را طلب ندارد.
119 س ـ شخصي به عنوان نايب در مسجد شجره محرم شده، و به مكّه آمده، در مكّه فهميد كه خودش مستطيع بوده است. آيا بايد اعمال عمره را به قصد خود بجا آورد، يا به قصد نيابت، و اگر بايد حج را به قصد خود بجا آورد، نسبت به حج نيابي چه وظيفه دارد، و آيا ميتواند براي آن نايب بگيرد يا نه؟
ج ـ احرام او باطل است، و بايد به ميقات برگردد، و براي خود محرم شود، و در صورتي كه از طرف صاحبان وجه مجاز باشد براي حج منوب عنه خود، نايب ديگري بگيرد.
120 س ـ آيا كسي كه تاكنون به حج نرفته است و اولين سفر اوست ميتواند از طرف شخص ديگري براي انجام حج نايب شود يا نه؟
ج ـ اگر خودش مستطيع نيست نيابت او مانعي ندارد.
121 س ـ اگر ميّت يكي از ورثه را (مثلاً پسر بزرگ خود را) براي انجام حج مشخص كرده باشد، يا تمام ورثه اتفاق كنند كه يكي از آنها از طرف ميّت به حج برود، تكليف او چيست؟
ج ـ كسي كه از طرف ميّت و يا ورثه جهت انجام حج ميّت معين شده چنانچه خود استطاعت مالي داشته باشد نميتواند نيابت كند.
122 س ـ شخصي مرحوم شده و در وصيت خود همسرش را معين كرده كه حج او را يا خودش انجام بدهد، و يا كسي را ايشان معين كند حج انجام بدهد، چون ثلث اموال متوفي را رد نكردهاند و تقسيم اموال نشده معلوم نيست اين خانم مستطيع هست يا نه و صروره هم ميباشد آيا ميتواند نيابت حج انجام بدهد يا خير؟
ج ـ بايد سهم الارث همسر او رسيدگي شود در صورت تحقق استطاعت از همه جهت نميتواند نيابت كند.
123 س ـ خانمي بيوه در سالهاي قبل براي سفر حج ثبتنام كرده و مبلغ آنرا پرداخته ولي قبل از اينكه نوبت او برسد فوت نموده است، پنج دختر و دو پسر بزرگسال دارد كه داراي خانه و زندگي ميباشند بحث اين است كه:
الف: يكي از دخترهايش كه اصلاً حج انجام نداده و به علاوه به علت سهم الارث پدري هر چند كه هنوز تقسيم نشده در مظان استطاعت شرعي است آيا ميتواند به نيابت مادر به حج برود.
ب: يا فيش حج با رضايت وراث به يكي از علما و روحانيون متدين كه مكرّر به سفر حج رفته و از نظر انجام اعمال و مسائل حج اطمينان بالايي حاصل است نيابت داده شود، براي متوفي كدام افضل و ارجح و اطمينان برئ الذمّه بودن بيشتر است؟
ج ـ در مورد سؤال، اگر دختر آن خانم خود مستطيعه باشد نيابت او از مادر در انجام حج صحيح نيست و بر فرض مستطيعه هم نباشد اگر براي متوفي يك نفر اهل علم كه وارد به مسائل حج باشد نائب بگيرند بهتر است.
124 س ـ كسي كه خود از هر نظر مستطيع است آيا ميتواند حج واجب ديگري را به صورت نيابتي بپذيرد و آنرا بجاي آورد يا خير؟
ج ـ در فرض سؤال، تا حج خود را بجا نياورده نميتواند نيابت كند.
125 س ـ فرزند پدري هستم كه مرحوم شده است و داراي فيش حج ميباشد و بعنوان وصيّت به من گفته است اگر مكه قسمت من نشد تو با مادرت مكه برو و اكنون كه نوبت حجّش شده است خودم استطاعت مالي مكه رفتن را دارم حال اگر بخواهم حج پدرم را بجا آورم تكليف خودم چگونه است و اگر بخواهم براي پدرم نائب بگيرم اشكالي ندارد؟
ج ـ در مورد سؤال، چنانچه ميتوانيد با خريدن فيش ولو به قيمت گران براي خود حج انجام دهيد، نميتوانيد به نيابت پدر به حج برويد، بلكه بايد براي خود حج برويد و براي پدر كسي را از بلد اجير كنيد و اگر به غير طريق فيش پدر متمكن از حج رفتن نيستيد ميتوانيد به نيابت پدر حج برويد.
126 س ـ 1: خانمي امسال نامش جهت فريضه حج واجب درآمده است و به علت پيري و ناتواني نميتواند خودش برود. فرزندش ميگويد من مستطيع هستم ميتواند عوض ايشان جهت اعمال حج برود يا خير؟
2: يا امسال بجاي او و سالهاي بعد نام نويسي كند به جاي خودش برود.
3: يا بجاي مادرش و خودش هر دو را همين امسال انجام دهد؟
ج ـ 1 ـ 2 ـ 3 ـ كسي كه خودش مستطيع است قبلاز انجام حجواجب خودش نميتواند از ديگري نيابت كند، و در يك سال نميشود دو تا حج انجام داد.
127 س ـ شخصي از طرف پدرش با اجازه ورّاث ميخواهد به حج مشرف شود و ايشان مستطيع نميباشد آيا ميتواند به نيابت از مرحوم پدرش حج انجام دهد يا خير؟
ج ـ از قضيه شخصيّه اطلاع ندارم بطور كلي چنانچه نائب خود مستطيع نباشد و بتواند اعمال حج را صحيحاً انجام دهد نيابت او اشكال ندارد.
نيابت معذور
128 س ـ اگر كسي در موقع عمل حج و عمره ناچار است سر خود را بپوشاند، يا زير سايه قرار بگيرد و نميتواند در آفتاب باشد، چنين شخصي ميتواند از ديگري نيابت كند يا نه؟
ج ـ در فرض سؤال كه نايب معذور در انجام بعض محرمات احرام است، نيابت و استيجار او مانع ندارد، و كفّاره آن بر عهده خود نايب است.
129 س ـ كسي كه براي حج اجير ميشود، اگر شرط كند كه مثلاً براي طواف نساء يا يك عمل ديگري كه نيابت بردار است نايب ميگيرم، آيا اين شرط نافذ است، و ميتواند عمل نمايد يا نه؟
ج ـ اجير ميتواند براي ذبح قرباني نايب بگيرد، لكن در ساير اعمال اجير بايد شخصاً اعمال را بجاي آورد، و اگر كسي از اول معذور از مباشرت باشد، استنابه او خلاف احتياط است، و شرط مذكور نافذ نيست، و موجب بطلان اجاره است.
130 س ـ در مناسك آمده است كه معذور نميتواند نايب شود، معذور به چه كسي گفته ميشود؟ لطفاً حد آن را معين كنيد، مثلاً كسي كه نميتواند نماز طواف را صحيح بخواند، يا نميتواند خودش رمي جمرات كند، و يا نميتواند قرباني نمايد، و يا نميتواند يكي ديگر از واجبات حج را ـ اعم از اركان و غير اركان ـ انجام دهد، معذور است يا خير؟
ج ـ در قرباني مباشرت شرط نيست، و نايب هم ميتواند ديگري را در قرباني وكيل نمايد، ولي كسي كه از مثل نماز طواف و رمي جمرات معذور باشد، استنابه او بنابراحتياط جايز نيست و نيابتش نيز كافي نيست.
131 س ـ كسي كه احتمال قوي عقلايي ميدهد كه نتواند اعمال را به نحو عادي انجام دهد، و ممكن است حج تمتّع را بدل به افراد كند، آيا ميتواند از حج واجب نيابت كند؟ و هم چنين اگر يقين داشته باشد كه حج تمتّع او بدل به إفراد ميشود حكم او چيست؟ و آيا زنها كه معمولاً يكي از دو فرض گذشته درباره آنها پيش ميآيد، حكمشان با ديگران يكي است و يا فرق دارد؟
ج ـ در فرض سؤال احوط ترك نيابت است.
132 س ـ آيا معذورين ميتوانند از ائمه اطهار و انبياء و يا علماء ماضين و يا پدر و مادر تبرعاً نيابتاً حج بجا آورند؟
ج ـ اگر تبرع از حج استحبابي باشد، صحت آن بعيد نيست.
133 س ـ شخصي كه قرائت و يا اذكار واجبه نمازش صحيح نيست، آيا جايز است كه نيابت حج را قبول نمايد، و بعد از اينكه خودش نماز طواف را خواند، ديگري را نيز براي نماز نايب كند يا نه؟ و بر فرض عدم جواز چون جاهل به مسئله بوده، و چنين كاري كرده، تكليفش چيست؟
ج ـ نيابت چنين شخصي صحيح نيست، و در فرض دوم بايد از مستأجر استرضا كند، و يا وجه را مسترد دارد.
134 س ـ شخصي كه قرائت و يا اذكار واجبه نمازش صحيح نيست، لكن فكر ميكرده است كه تصحيح نماز كار سهلي است، و در فرصتي كه قبل از حج دارد ميتواند قرائت نمازش را اصلاح نمايد، در هر صورت با اين گمان و يا با سهل انگاري نسبت به تكليف خود، در ميقات به عنوان نيابت محرم شده است، ولي وقت انجام نماز طواف هر چه سعي شده ولو با تلقين نتوانسته است نمازش را صحيح بخواند. بفرماييد فعلاً كه در مكّه است تكليف او چيست؟
آيا به طور قطع مقداري را كه به نيابت انجام داده باطل است، و اگر چنين است وظيفه بعدي او چيست؟ آيا واجب است به ميقات و يا ادني الحل برگردد، و براي خودش ـ اگر چه به عنوان حج استحبابي ـ محرم شود، و بدين وسيله جبران ورود به حرم را كه بدون احرام صحيح انجام داده است بنمايد، و يا چنين كاري وجوب ندارد، ولي ميتواند چنين كند؟
و يا با آنكه نبايد به آن حج اكتفاء شود، بايد احتياطاً آن اعمال را با همان نيّت قبلي ادامه دهد، و در مواردي كه مثل نماز طواف پيش ميآيد، هم خودش تا حدي كه مي تواند بخواند، و هم احتياطاً نايب بگيرد؟ و يا آنكه وظيفهاش اين است كه احتياطاً به ميقات برگردد، و براي عمره تمتّع به نيّت خود محرم شود، و اعمال عمره تمتّع را انجام دهد، ولي براي حج تمتّع نيّت ما في الذّمه كند، كه اگر عمره تمتّع اول صحيح است اين حج مكمل آن باشد، و اگر عمره تمتّع دوم كه براي خود انجام داده صحيح است باز اين حج بتواند آن را تكميل نمايد؟
ج ـ در فرض سؤال، صحت عمره مذكور براي منوب عنه محل اشكال است، بنابر احتياط به قصد منوب عنه محرم به احرام حج شود، و اعمال را به جاي آورد، و نسبت به اجرت مصالحه نمايند و اگر حج نيابتي حَجّةالاسلام يا حج واجب ديگر بوده بايد مجدداً براي منوب عنه استيجار نمايند.
135 س ـ زن و يا مردي كه روز دهم و يازدهم و دوازدهم قادر به رمي جمرات نيست، ولي ميتواند شبها رمي جمره نمايد، و يا در روز سيزدهم قضاي هر سه روز را بجاي آورد، آيا ميتواند نيابت كند يا خير؟ و در صورت امكان آيا همه صور مذكوره يكسانند و يا آنكه فرق دارند؟
ج ـ بنابراحتياط چنين شخصي را اجير ننمايند.
136 س ـ افرادي كه معذورند از واجباتي كه تركش ولو عمداً مضر به حج نيست، مثل رمي جمرات در روز يازدهم و دوازدهم و مبيت به مني در شبهاي يازدهم و دوازدهم، آيا ميتوانند اجير شوند و نيابت كنند يا نميتوانند؟
ج ـ ذوي الاعذار بنابراحتياط واجب با عدم انحصار به معذور نميتوانند نايب شوند، حتي اگر در مثل موارد مذكور عذر داشته باشند.
137 س ـ افرادي كه بعنوان آشپز يا خدمه كاروان به مكه ميروند و شب عيد از مشعر الحرام نصف شب به مني ميروند جايز است كه آنها را اجير كنند يعني پول بدهند كه به نيابت كسي عمل حج را انجام دهند يا نه چون نيمه شب از مشعر الحرام خارج ميشوند.
ج ـ در فرض سؤال، نيابت اشخاص مذكور را مشهور صحيح نميدانند.
138 س ـ يكي از خدمه كاروان نائب شده كه حج تمتّع انجام دهد و مدير كاروان به او ميگويد زنها را ببر در مشعر وقوف اضطراري بده و به مني ببر و او هم بُرد وقتي خواست برگردد كه خود را به مشعر برساند براي وقوف تا طلوع آفتاب اذان صبح را گفتند و يا بعد از اذان صبح به مشعر الحرام رسيد آيا حج نائب درست است؟
ج ـ در مورد سؤال، اگر در موقع قبول نيابت ميدانسته كه برنامه همين است كه بايد زنها را ببرد مستحق اجرت نيست ولي حجي كه بجا آورده مبرء ذمّه منوب عنه است همچنين اگر بعد از قبول نيابت اين برنامه به او پيشنهاد شده باشد در اينكه استحقاق اجرت داشته باشد اشكال است ولي حجي كه نائب بجا آورده مبرء ذمه از منوب عنه است.
139 س ـ خدمه كاروانها و افرادي كه به جهتي ديگر، شب عيد قربان را در مشعر الحرام نميمانند و تنها براي انجام وقوف، از اذان صبح تا طلوع آفتاب به مشعر ميآيند و يا وقوف اضطراري مشعر را بجا ميآورند ميتوانند در حج نايب شوند يا نه؟
ج ـ نيابت آنها مبريء ذمه منوب عنه ميشود ولي در صورتي استحقاق اجرت دارند كه آنها را با علم به اين حال اجير كرده باشند.
140 س ـ خدمهاي كه از روي جهل به مسأله اجير شدهاند، و وقوف اختياري مشعر را درك نكردهاند، فعلاً تكليفشان چيست، و هم چنين ساير معذوريني كه حج ناقص از اين قبيل انجام دادهاند ـ تبرعاً يا با اجرت ـ ؟
ج ـ اگر عذر آنان طاري نبوده، صحّت حج و كفايت آن از منوب عنه محل اشكال است.
عـذر طـاري
141 س ـ نايبي كه در وقت قبول نيابت براي حج معذور نبوده است، و بعد از عقد اجاره در موقع عمل يا قبل از محرم شدن جزء معذورين شده، و در هر عذري كه پيش آمده طبق وظيفه معذورين رفتار نموده، آيا حج او از منوب عنه كافي است؟ و آيا نسبت به نحوه عذر فرقي هست يا نه؟ و آيا نسبت به اجرت استحقاق دارد يا ندارد؟
ج ـ اگر نايب قبل از احرام عذر نداشته، ولي بعد از محرم شدن عذري براي او پيش آمده، و به وظيفه معذور عمل كرده، حج او صحيح و كفايت از منوب عنه ميكند، و مستحق اجرت ميباشد.
142 س ـ نايبي كه بيتوته در مشعر و مني را انجام نداده، و يا نتوانسته انجام دهد، حكمش چيست؟
ج ـ اگر معذور عذرش طاري بوده، حج او صحيح، و مجزي از منوب عنه ميباشد، و در غير اين صورت نيابت او محل اشكال است.
143 س ـ زني نايب است براي اعمال حج اين زن از اوّل عذر نداشته حالا عذر پيدا كرده و نميتواند خودش رمي جمرات كند ميتواند نايب بگيرد؟
ج ـ مانعي ندارد و عذر طاري مضرّ به نيابت نيست.
144 س ـ نايب حج معذور به عذر طاري در رمي جمرات در روز موفق نبوده ولي در شب ممكن بوده و به جهت جهل به مسئله در روز نايب گرفته و انجام شده و در شب ترك كرده نيابتش چه حكمي دارد؟ و با اينكه عمره مفرده هم بجا آورده از نظر محل شدن مشكلي ندارد؟ و اگر جبراني دارد از جهت مبلغ اجرت و نيابت به كسي براي رمي جمرات مجدد با اينكه عذرش باقي ميباشد يا در صورت رفع عذر چه وظيفهاي دارد و اگر منوب عنه حلالش كند چون احتياطي بوده بريء الذمّه است؟
ج ـ در فرض سؤال، چنانچه شخص مذكور متمكّن از مراجعت به مني و رمي جمره ولو در شب باشد بايد جهت رمي در ايام تشريق به مني برود و رمي جمره را انجام دهد و حج نيابتي او صحيح است و مبرء ذمّه منوب عنه است و اگر نميتواند به مكه مراجعت نمايد بايد جهت رمي جمرات نائب بگيرد تا از طرف او به نيابت از منوب عنه رمي جمرات را در روز انجام دهد و در اين صورت احتياطاً از اجير كننده حليّت بطلبد.
145 س ـ زني هستم كه نايب ديگري شدهام وقتي به مكه رسيدم به سبب عادت ماهانه نتوانستم اعمال عمره تمتع را انجام دهم، وظيفه من چيست؟
ج ـ در فرض سؤال، حجّ شما مبدّل به حج افراد شده، پس اگر اعمال حج را بجا آوردهايد و بعد از اتمام آن عمره مفرده هم بجا آوردهايد، صحيح است و چيزي بر شما نيست و اگر عمره مفرده بجا نياوردهايد بايد يك عمره مفرده به نيابت از منوب عنه بجا آوريد و لازم نيست در موسم حج باشد.
نيابت بانوان
146 س ـ كساني كه مجاز هستند در شب عيد قربان بعد از درك اضطراري مشعر به مني بروند، آيا همه آنان از ذوي الاعذار ميباشند، كه نيابت ـ ولو تبرعاً ـ مورد اشكال است، يا نسبت به بعضي استثناء شده است؟
ج ـ زنان از اين گروه مستثني هستند.
147 س ـ آيا زن ميتواند از طرف مرد و همين طور برعكس، نيابتاً اعمال حج را انجام دهد؟
ج ـ در نيابت مماثله نايب و منوب عنه شرط نيست، بنابراين مرد ميتواند به جاي زن نيابت كند و بالعكس اگر چه بعيد نيست كه نيابت مرد مطلقاً افضل باشد.
148 س ـ با توجه به اينكه زنان ممكن است به عذرهايي دچار گردند آيا نيابت آنان صحيح است؟
ج ـ اشكال ندارد.
149 س ـ مردي براي انجام حج وصيّت كرده است، آيا دختر يا همسر او هم ميتوانند به نيابت از او حج بجا آورند.
ج ـ اگر مانع ديگري در بين نباشد دختر بودن و همسر بودن مانع نيست.
وظيـفه نـايـب
150 س ـ آيا بر نايب واجب است كه حج نيابي را خودش انجام دهد، و يا ميتواند ديگري را اجير كند كه حج را انجام دهد؟
ج ـ جايز نيست كه نايب، ديگري را اجير كند، مگر با اذن مستأجر.
151 س ـ در حج نيابتي و عمره مفرده نيابتي طواف نساء و نماز آنرا بايد نايب از طرف خود انجام دهد يا از طرف منوب عنه؟
ج ـ بايد به قصد منوب عنه انجام دهد.
152 س ـ برنايب واجباستكه برطبق فتواي مرجعتقليد منوبعنه اعمال حج را انجام دهد، يا مطابق وظيفه خودش از تقليد يا اجتهاد، عمل نمايد؟
ج ـ اجير بايد مطابق وظيفه خودش عمل نمايد، بلي اگر با او شرط كنند كه علاوه بر واجبات و شرايط صحت به نظر اجير، بعضي از امور لازمه به نظر منوب عنه را نيز بجا آورد، يا بعض منافيات به نظر او را ترك كند، بايد به شرط عمل نمايد.
153 س ـ نايب چند ماه قبل از حج به بلد منوب عنه ميرود، و به عنوان نيابت حج حركت ميكند، و به وطن خودش يا محل ديگري ميرود، و در ماه ذي حجه كه عازم حج ميشود، ديگر به بلد منوب عنه نميرود، كافي است يا نه؟ و چه وقت بايد برود؟
ج ـ در فرض مذكور كافي است.
154 س ـ در سالهاي اخير به طور معمول ذبح در مني ممكن نيست، آيا لازم است نايب خود را به زحمت انداخته، و از طرق غير معمول كاري كند كه ذبح در مني انجام گيرد، و يا لزومي ندارد، و در صورتي كه اين كار را نكرد، حكم او چيست؟
ج ـ با عدم تمكّن از ذبح در مني، ذبح در مسلخهاي موجود كافي است.
155 س ـ كسي كه در انجام حج بلدي نيابت دارد، آيا در برگشت از سفر حج نيز به شهر منوب عنه برگردد يا لزومي ندارد؟
ج ـ برگشت به شهر منوب عنه لازم نيست بلكه در استيجار و تحقق نيابت شرط باز گشت از مكه مطلقاً معتبر نيست ولي اگر اجير كننده اجير را براي رفتن به حج و برگشتن به شهر منوب عنه اجاره كند اجير بايد طبق قرار اجاره عمل نمايد.
156 س ـ كسي كه در انجام حج بلدي نيابت دارد، چه مقدار از مستحبات مدينه و مكه را بايد به نيابت از منوب عنه انجام دهد؟
ج ـ اگر در ضمن عقد اجاره نسبت به مستحبات، خصوصياتي ذكر نشده باشد احتياط اين است كه مستحباتي را كه بطور متعارف همه يا اكثر حجاج انجام ميدهند و زحمت معني به ندارد، لااقلّ يكبار به نيّت منوب عنه بجا آورد.
157 س ـ شخصي در ميقات براي خودش محرم ميشود، و تلبيه ميگويد، بعد به فكر ميافتد كه چون خودش حج واجب را در سالهاي گذشته بجا آورده، براي پدريامادر يا يكياز خويشاوندان ديگرش حجتبرعي بجا آورد،آيا ميشود از نيّت عدول كند، و دوباره به نيّت شخص مورد نظر محرم شود يا خير؟
ج ـ بايد طبق احرامي كه براي خود بسته حج را تمام كند، و رفع يد از آن جايز نيست، و عدول از نيّت صحيح نيست.
158 س ـ نايبي در احرام عمره تمتّع بعد از اينكه وارد مكّه شد، شكّ ميكند كه نيّت نيابت كرده يا نه، آيا بايد به ميقات بر گردد و مجدداً به نيابت محرم شود، يا اصلاً حج براي خودش حساب ميشود، و ديگر نميتواند نايب باشد؟
ج ـ درصورتيكه فعلاً خود رانايب ميداند،وشكّدرنيّتاحرامگذشته خود دارد، وظيفه او حمل بر صحّت است، و به عنوان نيابت بقيّه اعمال را بجا آورد.
اجـرت نايـب
159 س ـ اگر كسي چند سال قبل، نيابت حج ميّتي را به مبلغي قبول كرده، و الآن مخارج حج دو برابر شده، فعلاً كه اجير ميخواهد حج را بجا بياورد ميتواند از ورثه ميّت بقيه مخارج را مطالبه كند يا نه؟
ج ـ اگر نيابتي را كه قبول كرده و اجير شده، مقيد به سال اوّل بوده، و از بجا آوردن حج مانع داشته، اجاره باطل شده، و فعلاً بر ورثه است كه براي مورث به مقداري كه وصيّت كرده حج ميقاتي يا از هر جا بشود حج استيجار كنند. و اگر بدون عذر و مانع تأخير انداخته، قيمت سال اول را كه او باعث فوت حج در آن سال شده ضامن است، و اگر به نحو مطلق اجير شده باشد بر ذمه اجير است كه بعد از رفع مانع، به هر قيمت كه باشد حج را بجا آورد، و حق مطالبه بيش از مال الاجاره از ورثه ندارد و اگر نيابت مشروط به انجام آن در سال اوّل بوده مستأجر ميتواند اجاره را فسخ نمايد و ميتواند انجام آن را در سالهاي بعد مطالبه كند.
160 س ـ شخصي را جهت اعمال حج اجير ميكنند، مقداري از مقدمات را انجام ميدهد، بعداً از طريق دوائر دولتي ممنوع السفر ميشود، و بجاي او ديگري را ميفرستند، آيا اين شخص در ازاء آن مقدار از مقدمات كه انجام داده استحقاق اجرتي دارد يا نه؟ و آيا حق دارند ديگري را بفرستند يا نه؟
ج ـ در فرض سؤال كه اجير ممنوع السفر شده، اجير كنندگان حق دارند كه شخص ديگري را اجير كنند، و راجع به استحقاق اجرت، اگر او را براي خصوص اعمال حج در همان سال كه ممنوع السفر شده اجير كردهاند استحقاق اجرت ندارد، مگر اينكه مقدمات را به امر مستأجر بجا آورده باشد، كه چون عمل مسلم محترم است، اجرة المثل عمل خود را استحقاق دارد، و اگر او را اجير كردهاند براي حج و مقدمات، مال الاجاره تقسيط ميشود، و به مقداري كه مقابل مقدمات واقع شده حق دارد.
161 س ـ شخصي براي انجام حَجّةالاسلام اجير شده، و تا سوريه رفته، و موفق به انجام عمل نشده، و به كشور خود مراجعت كرده، آيا ميتواند بابت مخارجي كه در اين سفر نموده وجهي از منوب عنه مطالبه كند يا نه؟
ج ـ اگر عدم توفيق بواسطه مانع عامي بوده و اجرت در مقابل رفتن و برگشتن و عمل حج معين شده باشد، استحقاق اجير از اجرة المسمي به مقدار راهي كه پيموده بعيد نيست ولي چون رفتن و برگشتن و عمل مشروط به يكديگر بوده ظاهراً مستأجر ميتواند اجاره را فسخ نمايد و اجرة المثل عمل اجير را بدهد و اگر عدم توفيق بواسطه عروض مانع خاصي براي شخص اجير بوده استحقاق اجرة المثل معلوم نيست بلكه ممكن است گفته شود در هر دو صورت چون رفتن و برگشتن و عمل هر يك مقيد به انجام ديگري بوده كشف از عدم قدرت اجير و بطلان ميشود و اجير استحقاق چيزي را ندارد و اگر بر انجام حَجّةالاسلام اجير شده بطريق اولي انجام مقدمات آن كه در اجاره منوط نشده موجب استحقاق چيزي نيست.
162 س ـ شخصي ملكي را جهت استيجار حج معيّن كرده، و در موقع فروش ملك، قيمت آن، زائد بر مال الاجاره نيابت حج است، در اين صورت بايد تمام آن را تسليم نايب بنمايند، يا آنكه زائد آن را تسليم ورثه نمايند؟
ج ـ در فرض سؤال، در صورتي كه آنچه زائد بر مال الاجاره حج ميقاتي است بيشتر از ثلث نباشد چون ظاهر وصيّت، وصيّت به حج بلدي است تمام آن را به نايب بدهند، مگر آنكه معلوم باشد كه غرض او استيجار اصل حج است، و خصوصيت استيجار آن به تمام قيمت ملك مذكور، در نظر موصي نبوده است.
163 س ـ پدر اينجانبان در سال 1363 دار فاني را وداع گفته و به لقاء الله پيوسته و وصيّت نموده كه بعد از فوت ايشان يك حج تمتّع بجا آورده شود يكي از وارثان در سال 70 در نيابت اعمال حج مبلغ چهل هزار تومان خرج پرداخته و الآن ميخواهند اموال متوفي را بين فرزندان تقسيم كنند آيا از اموال وارثان مبلغ چهل هزار تومان برداشته شود يا بيشتر؟
ج ـ در مورد سؤال، كسي كه در سال 70 به نيابت حج انجام داده اگر با خواست ورثه حج انجام داده و مبلغ معيّني را بعنوان اجرت قرارداد نكرده و به قصد تبرّع حج را انجام نداده مستحق اجرة المثل حج در سنه 70 است.
164 س ـ طلبه سيّدي به نيابت شخصي كه مأيوس از سلامتي بوده به مكه آمده اعمال عمره تمتّع را انجام داده فعلاً به او خبر دادهاند كه منوب عنه شما حالش خوب است و خودش بايد، به مكه برود و نيابت شما صحيح نيست. تكليف شرعي اين نايب كه عمره تمتّع را به جا آورده از نظر اتمام عمل و عدم اتمام و از نظر اجرت حج چيست؟
ج ـ در فرض سؤال، چنانچه راه براي منوب عنه باز است و وقت هم براي عمره تمتّع باقي است و استطاعت مالي هم علاوه بر اجرة نايب دارد بايد خودش عمره تمتّع و حج را بجا آورد و در اين صورت نايب موظّف به انجام حج نيست بلكه حجّش براي منوب عنه صحيح نيست و اجرت انجام عمره و بازگشت را طلبكار است و اگر وقت عمره گذشته و يا راه براي منوب عنه مسدود است نايب بايد حج را هم انجام دهد و مجزي از منوب عنه و مستحق تمام اجرت است.
نيابت از امام زمان(عج)
165 س ـ بجا آوردن حج استحبابي به نيابت از طرف حضرت ولي امر عجّل الله تعالي فرجه الشريف در شهر حج جايز است يا خير در حالي كه طبق روايات وارده آن حضرت همه ساله در ايام حج در مكه مكرّمه حضور داشته و مناسك حج را بجاي ميآورند؟
ج ـ جواز آن بعيد نيست.
نيـابـت از حـي
166 س ـ شخصي تمام اختيارات اموال پدرش را دارد، و پدر نميتواند بالمباشره حج را بجا آورد، پسر بدون تذكر دادن به پدر، شخصي را اجير براي حج پدر نموده، و خودش هم براي حج خود مشرف شده، در اين فرض آيا حج اجير براي حج پدر مجزي است يا خير؟ و هر گاه در مدينه تصميم بگيرد كه آنچه را از مال پدر به اجير داده است با پدر حساب نكند و از مال خودش باشد، رفع اشكال ميشود يا نه؟
ج ـ اجير گرفتن براي پدر از مال او بدون اطلاع پدر صحيح نيست، بلي در صورتي كه مبلغ اجاره را از مال خود تبرّعاً بپردازد، در فرض سؤال كه پدر عاجز از انجام حج است مانعي ندارد، و مجزي از حَجّةالاسلام پدر ميباشد.
167 س ـ شخصي چند سال قبل مستطيع بوده، و حج نرفته، و نزد چند نفر ظاهر الصلاح اقرار نموده: قدرت بدني ندارم كه به حج مشرف شوم و نااميد هستم كه بعداً بتوانم حج نمايم، لذا شخصي را اجير مينمايد كه از طرف او حج كند، و مبلغي تعيين ميكند و صيغه اجاره بين آنها جاري ميشود، و اجير تمام مبلغ را در تصرف ميگيرد و مخارجي كه مقدمه گذرنامه و غيره است مينمايد، بعد از چند روز زيدي به منوب عنه ميگويد: برو ادعا كن كه خودم حج ميروم، در صورتي كه از نقاهت بدني كه داشته در سال گذشته نتوانسته به حج مشرف شود، آيا اين صيغه فسخ ميشود يا خير؟ و تكليف نايب درباره مخارجي كه نموده چيست؟
ج ـ در فرض سؤال، اگر براي حَجّةالاسلام اجير شده، و بعد معلوم شود كه منوب عنه متمكّن از انجام حج شده، اجاره باطل است، و مقداري كه اجير به امر مستأجر خرج كرده، اجير ضامن نيست، و اگر براي مطلق حج اجير شده ـ اعمّ از حَجّةالاسلام و غيره ـ، و اختيار فسخ براي مستأجر قرار نداده باشند، اجاره لازم است، و منوب عنه نميتواند فسخ كند، و اجير بايد عمل را انجام دهد و همچنين اگر عجز و ناتواني، او از انجام حج باقي باشد نميتواند اجاره را بهم بزند.
168 س ـ شخصي پس از حصول استطاعت كارهاي سفر حج را انجام داده، ولي در جده و يا قبل از احرام مبتلي به جنون شده است، و چون از صحّت او نااميد شدهاند او را به ايران اعزام كردهاند، اگر جنون او طولاني شود وظيفه چيست؟ آيا ميتوانند براي او نايب بگيرند، يا خير؟
ج ـ در مورد سؤال، چنانچه سال اول استطاعت او بوده، فعلاً چيزي بر او نيست، پس اگر افاقه حاصل شد، و استطاعت مالي باقي بود، بايد حج را انجام دهد، و الاّ لازم نيست. و اگر حج قبلاً بر او مستقّر بوده، در صورت بهبودي خود او بجاي آورد، و چنانچه با همان حال از دنيا برود، بايد جهت او حج استيجار شود.
169 س ـ شخصِ مريضي كه قبلاً مستطيع بوده و حج نرفته و فعلاً قادر به حركت نيست آيا به نيابت از وي ميتوان حج نمود؟
ج ـ در فرض سؤال، شخص مذكور اگر مأيوس از حصول بهبودي و تمكن تشرف به حج باشد واجب است نايب بگيرد.
170 س ـ خانمي است از شهر اراك مستطيع شده وامسال نام او را اعلام نمودهاند، نامبرده بدليل اينكه نابينا شده، فرزند خود را نايب نموده است. سؤال اين است كه آيا صرف نابينا شدن، موجب اسقاط استطاعت است يا خير؟ ضمنا نامبرده همراه ندارد و توان مالي براي پرداخت هزينه همراه ندارد.
ج در فرض سؤال، كه مخدّره مذكوره، نابينا است و توان مالي براي بردن همراه ندارد و بدون همراه عاجز از انجام مناسك است استنابه صحيح است ولي اگر پيش از نابينا شدن حج بر او مستقر نشده و متمكن از اداء حج نبوده فعلاً گرفتن نائب بر او واجب نيست.
171 س ـ آيا كساني كه در معاينات پزشكي رد ميشوند، ميتوانند در زمان حيات خود فرد ديگري را بعنوان نايب اعزام كنند يا نه؟
ج ـ متواند.
172 س ـ زني هستم كه توانايي انجام اعمال حج را، به علت كهولت سن ندارم، با اينكه مستطيعه هستم بفرمائيد آيا ميتوانم در حال حيات كسي را به نيابت خود به حج بفرستم و حال آنكه اميد بهبودي در آينده را نيز ندارم؟
ج ـ مانع ندارد. پس اگر حج در ذمّه شما مستقر بوده گرفتن نائب مسلّماً واجب است و اگر مستقر نبوده و در حال حصول استطاعت ماليّه راه باز باشد، نائب گرفتن مطابق احتياط است.
نيـابت از ميّـت
173 س ـ اگر فيش حج متوفي به مبلغ زيادي در بازار خريداري ميشود، و به كمتر از آن مبلغ، ميتوان براي حج ميّت نايب گرفت، آيا ميتوان از آن فيش براي رفتن به حج استفاده كرد، در حالي كه مازاد قيمت آن متعلق به ورثه است و در صورتي كه ميّت وارث صغير داشته باشد، چطور؟
ج ـ نايب گرفتن براي متوفي به كمتر از مبلغ ارزش و فروش فيش حج متوفي مانعي ندارد و زائد بر مبلغي كه صرف استيجار حج شده متعلّق به ورثه است و از خود فيش هم جهت استيجار با توافق ورثه ميشود استفاده كرد بلي چنانچه متوفي ورثه صغير داشته باشد، بايد حق او ملاحظه شود.
174 س ـ شخصيبعد از آنكه از دنيا رفتهاست ورثهاش متوجهشدند اموال زيادي داشته و با آنكه مستطيع بوده حج نرفته است با توجه به اينكه وصيّتي هم نسبت به انجام نداشته آيا بر ورثه لازم است از طرف او حج بجا آورند؟
ج ـ در فرض سؤال، بر ورثه واجب است براي او حج بجا بياورند و يا استيجار كنند.
175 س ـ شخصيدر زمان حياتش براي زيارتمكه پول ريخته بود وثبتنام كرده بود زماني كه نوبتش رسيد مرحوم شده و در زمان حياتش زنش مرحوم شده بود و زن ديگري اختيار كرده از زن دومش هم دختري دارد حالا اگر فرزند بزرگش بخواهد زيارت را بجاي آورد زن شخص مرحوم ميگويد من راضـي نيستم بايد يك هشتم پول به من بـرسد و اگـر چنانچه يكي از پسرانش هم بخواهد زيارت را بجا آورد بايد تمام خرج و مخارج از ارثيه مرحوم باشد يانه؟
ج ـ در فرض سؤال، اگر شخص مذكور قبل از اينكه نام نويسي كند مستطيع و حج بر او واجب شده بوده بايد براي او حج استيجار شود و مخارج آن از اصل تركه برداشته ميشود و هيچ يك از ورثه نسبت به آن حقي ندارند و اگر در همان سال نام نويسي مستطيع شده و وصيتي هم نسبت به حج نكرده چنانچه ورثه بخواهند براي او حج بگيرند بايد با رضايت همه و از جمله همسر متوفي باشد و هر كس راضي نبود بايد سهم الارث او از قيمت فيش به او داده شود.
176 س ـ در زماني كه حج رفتن با قيمت و مبلغ كمي انجام ميشد ما احتمال ميدهيم ايشان ميتوانسته ولي اقدام ننموده آيا تدارك حج فوت شده لازم است و آيا قبل از تخميس اين پول يا بعد از تخميس بايد باشد، با توجه به رضايت كامل جميع وراث كه همگي كبير هستند؟
ج ـ در صورتي كه شك در استقرار حج بر ذمّه او داريد چيزي بر شما نيست بلي اگر بخواهيد تبرّعاً حج بلدي يا حج ميقاتي استيجار نماييد، خير و احسان به اوست ولي از خمس كه به او تعلّق گرفته نبايد چيزي كسر شود.
177 س ـ شخصي در عام استطاعت مالي براي رفتن به حج ثبتنام كرده و قبل از اينكه نوبت حج او برسد فوت ميكند آيا در صورت عدم وصيّت بر ورّاث واجب است براي اين شخص نائب بگيرند يا نه؟
ج ـ در فرض سؤال، كه وجوب حج به ذمّه او مستقر نشده بوده استنابه واجب نيست.
178 س ـ شخصي فوت نموده قبلاً وجوهي پرداخت و در نوبت حج قرار گرفته امسال نوبت حج آن مرحوم است آيا فرزند ايشان ميتواند بجاي پدر و به نيابت از ايشان اعمال حج را بجا آورد يا خير ـ توضيحاً اينكه سهم الارث ايشان به صورت ملكي است كه هنوز تقسيم نشده و در اختيارشان نيست؟
ج ـ در فرض سؤال، چنانچه متوفّي قبلاً به حج نرفته و حج هم بر او مستقر بوده واجب است براي او حج استيجار شود و ورثه ميتوانند به مقدار استيجار حج ميقاتي از اصل مال بردارند و اگر ورثه راضي به حج بلدي باشند اشكال ندارد بلي اگر صغير داشته باشد در صورت استيجار حج بلدي نميتوانند چيزي از مال صغير بردارند و اگر حج بر متوفّي مستقرّ نبوده و يا آن را قبلاً انجام داده فعلاً استيجار حج واجب نيست مگر اينكه ورثه راضي باشند و راجع به نيابت در حج بايد كسي نايب شود كه بتواند حج صحيح انجام دهد بنابر اين اگر فرزند متوفي ميتواند حج صحيح انجام دهد و خودش هم مستطيع نيست نيابت او اشكال ندارد و در صورت وجوب حج، تقسيم يا فروش ملك و استيجار حج واجب است و تأخير آن جايز نيست. بلي چنانچه فرزند بخواهد از فيش پدر براي انجام حج خود استفاده نمايد ما به التفاوت ارزش فيش و اجرت عمل نايب را به ورثه بپردازد.
179 س ـ شخصي مريض بوده و ديگري براي او نذر كرده كه اگر خوب شد او را به سفر مكه بفرستد روي همين حساب فيش حج را هم خريداري كرده بودند بعد اين مريض از دنيا رفت حال اين فيش به وارث متوفي ميرسد و يا اينكه به آن كسي كه پول فيش را داده البته با توجه به اينكه كسي كه پول فيش را پرداخته فعلا نياز به پول دارد.
ج ـ در فرض سؤال، اگر مريض مذكور به همان مرضي كه براي خوب شدنش نذر كردهاند از دنيا رفته استيجار حج لازم نيست و فيش حج متعلق به كسي است كه نذر كرده و اختيار دارد كه آنرا براي خود بفروشد يا نه و اگر از آن مرض، خوب شده و امكان فرستادن او به حج بوده و مسامحه در فرستادن كردهاند تا مجدداً مريض شده و از دنيا رفته احتياط آن است كه كسي كه نذر كرده، كسي را به نيابت از متوفي براي حج بفرستد ولو براي انجام حج ميقاتي و مازاد بر حج ميقاتي (آنچه از قيمت فيش اضافه بماند) بخود نذر كننده ميرسد.
180 س ـ پدراينجانب مرحوم شدهاند، در حالي كه در زمان حيات خودشان از تمكّن مالي براي انجام فريضه حج برخوردار بودند، ولي به علت يك سري موانع مانند ثبتنام و... نتوانستند كه به مكه مشرف شوند آيا بر ما لازم است كه براي ايشان حج واجب را بخريم يا نيابتاً خودمان به مكه برويم يا نه؟
ج ـ در مورد سؤال، چنانچه آن مرحوم ميتوانسته به حج برود و لو از غير طريق نام نويسي و مسامحه كرده و نرفته حج به ذمّه او مستقر شده بايد ورثه از اصل تركه جهت او حج استيجار نمايند و يا يكي از ورثه كه واجد شرايط نيابت باشد به نيابت آن مرحوم حج انجام دهد و اگر شرايط استطاعت ولو از جهت طريق موجود نبوده انجام حج براي آن مرحوم واجب نيست اگر ورثه احسان كنند و حج استيجاري كنند بسيار خوب است.
حج بلدي يا ميقاتي
181 س ـ زني از دنيا رفته و به شوهرش وصيّت كرده كه براي او حج استيجار نمايند، ولي قيد بلدي و يا ميقاتي نكرده، و شوهرش قبول وصيّت او نموده، لكن مسامحه كرده، و جهت همسرش حج استيجار ننموده، و اموال هم از بين رفته، و شوهر آن زن كه وصي او بوده فوت كرده است، و قبل از فوت به يك نفر وصيّت نموده كه حج همسرم در گردن من مانده اداء كنيد، و آن شوهر متوفي داراي صغار است، اگر خواسته باشند حج بلدي آن زن را از مال او بردارند صغار به زحمت ميافتند، آيا اجازه ميفرماييد كه حج ميقاتي جهت آن زن بدهند يا نه؟
ج ـ در فرض مسئله كه وصيّت به حج شده، چون منصرف به بلدي است، واجب است بر وصي حج بلدي استيجار نمايد، و اگر مال را تلف كرده ضامن حج بلدي است، و فعلاً بايد از مالش حج بلدي استيجار شود، هر چند صغير داشته باشد.
182 س ـ شخصي در زمان حياتش اهل نماز و روزه بوده، و حج هم بجا آورده، با اين حال وصيّت كرده كه براي او حج استيجار نمايند، فعلاً فوت كرده، و ورثه نميدانند حجي كه وصيّت نموده براي اين است كه حَجّةالاسلام خود را باطل دانسته، يا حج احتمالي و احتياط است، تكليف چيست؟
ج ـ ظاهر آن است كه حج احتياطي است، مگر قرينه باشد كه مستحبي و يا واجب است، ودر هر صورت بايد برطبق وصيّت عمل شود ودانستن اين جهت لزومي ندارد فقط در نيّت بايد قصد كند امتثال امري را كه فعلاً بر ميّت است.
183 س ـ خانمي وصيت بهحج نموده ولي قيد بلدي يا ميقاتي نكرده است در حالي كه شوهر او نيز فوت شده و داراي صغار ميباشد اگر خواسته باشند حج بلدي انجام دهند صغار دچار مشكل ميشوند بفرمائيد وظيفه چيست؟
ج ـ در فرض مسئله كه وصيت به حج شده، چون منصرف به بلدي است واجب است بر وصي حج بلدي استيجار نمايد هر چند صغير داشته باشد. در صورتي كه ما به التفاوت حج بلدي و ميقاتي زائد بر ثلث نباشد.
وصيّت به حج
184 س ـ شخص مستطيع كه حج بر او مستقر شده فوت نموده، و وصيّت كرده كه شخص معيني كه امسال اجير ديگري است سال بعد از طرف او نيابتاً به حج برود، و حال آنكه ممكن است امسال شخص ديگري از او نيابت نمايد، و نيز محتمل است سال آينده موانعي ايجاد شود كه نتوان استيجار كرد، در اين صورت مطابق وصيّت، بايد شخص معين نايب شود، و يا امسال به ديگري رجوع نمايند؟
ج ـ ظاهر اين است كه عمل به اين وصيّت مشروع نيست، و واجب است با تمكّن فوراً نايب بگيرند.
185 س ـ شخصي وصيّت كرده كه فلان قسمت از ملك مرا بفروشيد، و دو حج جهت خودم و پدرم خريداري كنيد، و اكنون ملك مورد وصيّت زائد بر قيمت دو حج است، آيا مبلغ زيادي را واجب است در امور خيريه ديگر مانند نماز و روزه مصرف كنند، يا به ورثه بر ميگردد، با اينكه تمام ملك مورد وصيّت، از ثلث مالش بيشتر نيست؟
ج ـ در اين صورت ممكن است بر كيفيت حج بيفزايند، مثل اينكه شرط كنند بعض مستحبات انجام داده شود، يا شخصي را كه عالمتر به مسائل و احكام باشد استيجار نمايند، و اگر باز هم زياد آمد ملك ورثه است.
186 س ـ اگر فرزند و يا شخص ديگري كه وصيّت شده است به حج برود مستطيع باشد، آيا با توجّه به اينكه حج واجب فوري است، اين وصيّت باطل است، و بايد هر چه زودتر ديگري را استيجار نمايند، و يا آن كه بايد صبر كنند كه او حَجّةالاسلام خود را انجام داده، و پس از آن حج نيابتي را كه وصيّت شده است انجام دهد؟
ج ـ تأخير جايز نيست و بايد شخص ديگري را اجير كنند.
187 س ـ مادري داراي چهار فرزند (يك پسر و 3 دختر) ميباشد ايشان در سال 1363 طلا آلات خود را فروخته و براي حج تمتّع ثبتنام نمودند چون نوبت تشرف طولاني گرديد ايشان بر اثر بيماري فوت نمودند و 6 ماه بعد نيز پسر ايشان فوت نمودند، پسر داراي همسر و سه دختر 12، 15 و 20 ساله است. نوبت حجّ اين مادر در سال 1378 بوده كه دخترهاي آن مرحومه و خانم برادرش براي به جا آوردن حج ميّت به توافق نرسيدند در آخر تصميم به گرفتن نايب گرفتند فيش حجّ فروخته شد. دخترهاي مرحومه اصرار در به جا آوردن حجّ براي مادرشان از طريق گرفتن نايب دارند در حالي كه خانم و ورثه پسر آن مرحومه هيچ گونه تمايلي به اين كار ندارند و به اصطلاح حق خود را ميخواهند آنها اظهار ميدارند كه ما از چند روحاني سؤال نمودهايم گفتهاند از زينت آلات (طلا) كسي واجب الحج نميشود. از آن عالم بزرگوار در اين مورد تقاضاي دستور شرعي داريم.
ج ـ در مورد سؤال چنانچه قبلاً حج بر ذمّه آن مرحوم مستقر نبوده و بعد از نام نويسي هم قبل از اينكه نوبت او برسد فوت نموده حج بر آن مرحومه واجب نشده و بر ورثه واجب نيست براي او حج استيجار نمايند و اگر مرحومه با اينكه حج بر او واجب نبوده وصيّت كرده كه براي او حج انجام دهند و اجرت حج با وصاياي ديگر او زائد بر ثلث تركه او نباشد واجب است براي او حج استيجار شود.
188 س ـ شخصي وصيّتنموده بعداز من همسرم نيابت حج برود يا هر كه را ايشان تعيين نمود، در حال حاضر اين خانم مستطيع شده آيا ميتواند نيابت انجام دهد يا نه، آيا ميتواند اين فيش را از وارث بخرد براي خودش حج برود.
ج ـ در فرض سؤال، آن خانم ميتواند آن فيش را از ورثه خريداري كند و با آنفيش برايخودش بهحج برود وبراي متوفيشخصديگري را نايببگيرند.
189 س ـ شخصي مرحوم شده در وصيتنامهاش از نيابت حج اسم نبرده پسر بزرگ مرحوم كه وصي نيز ميباشد ادعا نموده كه پدرم مستطيع بوده، بقيه وراث قبول ندارند آيا با بودن موافقت بقيه وراث، وصي ميتواند زمين موصي را بفروشد يا نه؟
ج ـ درفرض سؤال، اگر وصي يقين به اشتغال ذمّه موصي، به حَجةالاسلام دارد و ميداند كه ساير ورثه با علم به حكم و موضوع انكار مينمايند و ميتواند بدون موافقت آنها حج براي موصي استيجار نمايد لازم است با برداشت از مجموع تركه حج ميقاتي براي او بگيرد و اين در صورتي است كه وصايت او به اطلاق شامل اين مورد باشد والا با مراجعه به فقيه جامع الشرايط عمل نمايد.
190 س ـ شخصي مستطيع شد و براي حج ثبتنام كرد قبل از آنكه نوبت او بشود فوت نمود وصيّت كرد بعد از مرگم حج مرا فرزندم به نام علي بايد بجا آورد و به غير از علي راضي نيستم شخص ديگري بجا آورد و حال آنكه فرزندش علي داراي سواد نيست؟ و آگاهي به مسائل شرعي ندارد آيا ميشود طبق چنين وصيّت عمل كرد يا خير و اگر چنانچه فرزندش علي، نيابتاً با عدم آگاهي بجا آورد به شخص متوفي بر ميگردد يا خير مستدعي است آنچه را حكم خداست بيان فرمائيد.
ج ـ در مورد سؤال، چنانچه فرزند موصي نتواند حج صحيح انجام دهد نيابت او از پدرش صحيح نيست و عمل او مبرء ذمّه پدرش نيست و وصيّت پدر هم در اين مورد اثري ندارد بايد ورثه جهت انجام حج پدر شخصي را كه ميتواند حج صحيح انجام دهد اجير كنند و اگر فرزند مذكور بر حسب وصيّت حج را انجام دهد و ديگران شك در صحت عمل او داشته باشند ميتوانند عمل او را حمل بر صحت نموده و به آن اكتفاء كنند.
191 س ـ شخصي وصي شده كه حج موصي را في سنة الموت بجا آورد. و يا اينكه شخصي اجير شود در سال معين نيابتاً از طرف شخصي حج نمايد و اجير بغير وجه الاجاره مستطيع شود و يا وصي بعد از قبول وصايت مالي به او برسد كه بتواند حج برود آيا واجب است حج نيابتي را اجير مقدّم داشته و وصي به وصيّت عمل كند يا حج خود را انجام بدهد.
ج ـ در مورد هر دو سؤال وصي و نايب بايد حج خود را انجام دهد و براي موصي و منوب عنه ديگري را اجير كنند.
192 س ـ مادر اينجانب پرستاري مادر بزرگم را بعهده داشت و از او مواظبت ميكرد، فريضه واجب زيارت بيت الله الحرام بر ذمّه مادرم بوده است كه متأسفانه بر اثر عارضه سكته قلبي قبل از مادر بزرگم به رحمت خدا واصل گشت لكن قبل از فوت وصيت كردند كه بعد از خود نگهداري و مواظبت از مادر بزرگ را خواهرم (دختر مرحومه) به عهده بگيرند و مابقي وارثين حق الزحمه به ايشان بدهند و امر حج را هم ايشان انجام دهند ولي از اين امر ممانعت كردند نگهداري مادر بزرگ را نپذيرفتهاند علي اي حال مدعي امر حج شده است، تكليف چيست؟
ج ـ در فرض سؤال، چنانچه مادر شما وصيّت به انجام حج وسيله دخترش را مشروط به نگهداري از مادر بزرگ نموده و دختر از نگهداري امتناع مينمايد ميتوانيد شخص ديگري را براي انجام حج اجير نمائيد.
193 س ـ آيا مادرمان ميتواند جاي پدرمان بهمكه برود يا اولاد ارشد ميتواند؟
ج ـ اگر مادر يا فرزند واجب الحج نباشند و اعمال حج را بتوانند صحيح انجام دهند هر كدام ميتوانند نيابتاً از طرف ميّت به حج بروند و تقدّمي بر يكديگر ندارند مگر آنكه در خصوص فردي وصيّت شده باشد.
194 س ـ در سال 1355 مادر بزرگ اينجانب در وصيت نامه رسمي محضري پسر خود را وصي انتخاب نمودند و در بندي از وصيت نامه مقرر نمودند كه از ثلث مال ايشان دختر مرحومه كه خواهر وصي ميباشد به نيابت يك حج تمتّع بجا آورد. وصي طبق دستور در سال 1363 جهت دختر مرحومه ثبتنام حج تمتّع نمودند ليكن نايب هم عمرشان كفاف نداد و در تيرماه 1377 به رحمت ايزدي پيوستند حال سؤال اين است با توجه به وصيت نامه و حضور وصي شرعاً چه كسي بايد نايب انتخاب نمايد آيا به عهده وصي ميباشد يا ورّاث نايب فوت شده؟
ج ـ در فرض سؤال، وصي ميتواند شخصي را كه صلاحيت براي نيابت داشته باشد تعيين كند و اين امر مربوط به ورثه نائب نيست ولي اگر در بين ورثه نايب، شخص صالحي باشد او را انتخاب نمايد خوب است.
195 س ـ پدري بعد از ثبتنام براي حج فوت كرده است و به پسرش وصيّت كرده بجاي او حج انجام دهد و سازمان به او اجازه حج بجاي پدر داده است با اين فرض پسر براي خود بايد حج انجام دهد و يا بجاي پدر؟
ج ـ در فرض سؤال، چنانچه پسر خودش تمكّن مالي در حدّ استطاعت شرعي دارد و ميتواند بغير از طريق فيش پدر، ولو با خريدن فيش ديگر، به حج برود بايد براي خودش انجام دهد و براي پدر نائب بگيرد و اگر پسر راهي براي حج خود بغير از فيش پدر ندارد، بايد براي پدر انجام دهد.
نيابت از چند نفر
196 س ـ آيا عمره مفرده يا طواف استحبابي را ميتوانيم به نيابت از چند نفر انجام دهيم، و در اعمال آن ـ از جمله طواف نساء ـ نيّت همه بايد بشود، يا نيّت بعضي كافي است؟
ج ـ بلي ميتوانند، و بايد در اعمال تمام افراد را در نيّت داشته باشد.
نيـابت از طـفل
197 س ـ آيا وَلّي در حالي كه محرم است قبل از انجام اعمال خود ميتواند نيابتاً از طرف طفل، اعمال او را انجام دهد يا نه؟
ج ـ اولي و احوط اين است كه اوّل طواف و نماز آن وسعي خود را بجا آورد و بعد نيابتاً اعمال طفل را بجا آورد.
فوت نايب پس از احرام
198 س ـ اگر نائب بين عمره و حج بميرد آيا حج او كافي است و مبرء ذمّه منوب عنه ميباشد يا نه؟
ج ـ در فرض سؤال، كه بعد از محرم شدن و دخول حرم، فوت نموده كافي است و ذمّه منوب عنه بري شده است.
پذيرفتن نيابت پس از عمره تمتّع
199 س ـ كسي كه به قصد حج مستحبي، عمره تمتّع براي خود بجا آورده، انگاه در مكّه اجير شده، و مجدداً به ميقات ادني الحل برگشته، و سپس عمره و حج تمتّع را به نيابت از شخص متوفي بجا آورده است، تكليف او چيست؟
ج ـ اجاره باطل، و حج او نيز مجزي از حج منوب عنه نيست بنابراحتياط واجب ولي اگر عمره تمتّع دوم را كه به قصد نيابت بجاي آورده در غير ماهي كه عمره اولي را بجا آورده انجام داده كفايت آن از منوب عنه خالي از وجه نيست. و در اين صورت بطلان اجاره اگر بعد از خروج از مكّه و گذشتن ماه عمره واقع شده معلوم نيست و مع ذالك مسئله محتاج به تأمل است.
200 س ـ كسي كه براي حج تمتّع استحبابي به مكّه رفته، و عمره تمتّع را انجام داده، و از روي جهل به مسئله براي حج تمتّع ميقاتي در مكّه اجير شده، و به ميقات رفته، و براي عمره تمتّع محرم شده، و به مكّه آمده، و اعمال عمره را انجام داده، سپس مسئله را فهميده، معلوم است كه حج ميقاتي صحيح نيست، بفرماييد نسبت به اعمال خود چه وظيفهاي دارد؟
ج ـ احرام او براي عمره حج ميقاتي درست نبوده، و بايد بقيه اعمال خود را بجا آورد، يعني در مكّه براي حج محرم شود، و به عرفات برود، و مناسك را انجام دهد، و حج تمتّعش صحيح است ولي در اين فرض نظري كه در ذيل فرع قبل بود جاري است.